بند اول ماده ۲۶۸ قانون کیفری چهار نتیجه انحصاری را تبیین کرده است:
«Every one commits an aggravated assault who wounds, maims, disfigures or endangers the life of the complainant.»
لازم به ذکر است که اثبات همزمان هر چهار مورد نیاز نیست؛ بلکه اثبات فراتر از شک معقول حتی یکی از این پیامدها برای محکومیت کفایت میکند.
۱. زخمیکردن (Wounding)
دادگاههای تجدیدنظر کانادا تصریح کردهاند که هر خراش، پارگی سطحی یا بریدگی جزئی مصداق wound کیفری نیست. دادگاه تجدیدنظر بریتیش کلمبیا در پرونده R v Pootlass (2019 BCCA 96) اعلام کرد:
«زخم عبارت است از گسیختگی در پیوستگی تمام ضخامت پوست که مصداق صدمه شدید بدنی (serious bodily harm) باشد.» (Pootlass، بند ۱۱۳)
صدمه شدید بدنی آسیبی است که تمامیت، سلامت و رفاه شخص را عمیقاً تحت تأثیر قرار دهد. اگرچه قانون الزامی بر دائمی بودن جای زخم قرار نداده، اما شدت بریدگی باید در ردیف جراحات حاد باشد، نه آسیبهای پوستی سطحی.
۲. ناقصکردن و ازکارافتادگی عضو (Maiming)
مفهوم maiming به معنای از دست رفتن یا کاهش چشمگیر در عملکرد یا بهرهبرداری از بخشی از بدن است. دادگاه تجدیدنظر انتاریو در پرونده R v McPhee (2018 ONCA 1016) تأکید نمود:
«شخص زمانی مشمول عنوان maimed در ماده ۲۶۸ قرار میگیرد که دچار نقصان چشمگیر در استفاده یا کارکرد بخشی از بدن خود شود.» (McPhee، بندهای ۴۱–۴۳)
آسیبهای وارده به بینایی، اندامهای حرکتی یا اعضای داخلی مشمول این بند هستند. در پرونده McPhee، شکستگی شدید استخوانهای محافظ چشم که منجر به لزوم جراحی، بسته ماندن موقت چشم و اختلال عملکردی طولانی شد، برای تحقق صدمه کافی دانسته شد و دائمی بودن مطلق آن ضروری تلقی نگردید.
۳. تغییر شکل ظاهری (Disfiguring)
تغییر شکل ناظر بر دگرگونی ملموس و ساختاری در ظاهر فیزیکی بدن قربانی است. هرچند اثر زخمهای همیشگی دلیل قاطعی برای انتساب این پیامد است، اما واژه «دائمی» شرط قانونی بدون بازگشت نیست.
در پرونده R v D.J.W. (2011 BCCA 522)، آسیب وارده به قربانی نیازمند بیهوشی عمومی و مداخله جراحی ترمیمی بود. دادگاه تجدیدنظر بریتیش کلمبیا اعلام داشت تغییر شکل ایجادشده، فارغ از اثبات مستقلِ زخم یا نقص عضو، خود بهتنهایی ارکان مادی ماده ۲۶۸ را تکمیل کرده است (بند ۳۶). بنابراین، حتی اگر اقدامات درمانی و جراحی بتواند آسیب را تا حدی ترمیم کند، وقوع تغییر شکل قابلملاحظه در اثر ضربه، تحقق جرم را تثبیت میکند.
۴. به خطر انداختن جان (Endangering Life)
برای تحقق این بند، لزومی ندارد قربانی حتماً جان باخته باشد یا در آستانه مرگ حتمی قرار گرفته باشد. با این وجود، دادستان باید اثبات نماید که در صحنه درگیری، جان شاکی حقیقتاً با خطر مواجه شده است.
دیوان عالی کانادا در پرونده R v Williams (2003 SCC 41) اظهار داشت ماهیت مشدد این جرم از بازتاب بیرونی آن ناشی میشود:
«تشدید مجازات در ضرب و جرح شدید از پیامدهای آن سرچشمه میگیرد.» (Williams، بند ۲۱)
دیوان عالی تبیین کرد که صرف خطرناک بودن فرضیِ یک رفتار بدون اثبات قرار گرفتن واقعیِ جان شاکی در معرض خطر، برای محکومیت ذیل ماده ۲۶۸ کفایت نمیکند (بند ۲۵).
0 Comments